«بررسی موسیقی بیرونی شعر پایداری سپیدهکاشانی»
«همایش ادب مقاومت و هنر قم»
عنوان:
«بررسی موسیقی بیرونی شعر پایداری سپیدهکاشانی»
نگارندگان:
علی اصغر سلطانپور، کارشناسی ارشد زبان وادبیات فارسی آموزش وپرورش کوهدشت
سمیه کونانی، کارشناسی ارشد زبان و ادبیات عرب، مدرس مدعو دانشگاه پیامنور کوهدشت
چکیده
از جمله جلوههای مختلف موسیقی شعر میتوان به موسیقی بیرونی (وزن عروضی) آن اشاره کرد که بخشی از زیبایی شعر است. از دیرباز موسیقی شعر تأثیر فراوانی در رساندن هرچه بهتر مفهوم مورد نظر شاعر و برانگیختن عواطف و احساساتش داشته است. سپیده کاشانی ازجمله شاعران معاصر انقلاب اسلامی و دفاع مقدّس است،که برای القا و تفهیم هر چه بهتر افکار و اندیشه های انقلابی و اسلامی خود به انواع موسیقی شعر توجه داشته است. بررسی موسیقی بیرونی اشعار سپیده کاشانی، علاوه بر معرفی و شناخت ادب انقلاب و دفاع مقدّس، یکی از شاخصههای سبکی این شاعر انقلاب را جلوهگر میسازد. اوزان و بحور عروضی مجموعه آثار سپیده کاشانی نشان میدهد که از انواع وزنها با مضمون جویباری، آرام، خیزابی و تند استفاده نموده که شعر او را آهنگین و تأثیرگذار کرده است؛ بطوری که او برای سرودن مرثیه از وزن تند استفاده نموده است نه وزن شاد و ضربی. او پیوندی را که میان موسیقی بیرونی با موضوع و مضمون شعر وجود دارد، حفظ کرده است.
هدف اصلی این تحقیق، بررسی و تحليل موسيقي بيروني يا وزن و بحور عروضی شعر پایداری سپیده کاشانی است. یافتههای پژوهش نشان میدهد که این شاعر در حوزهی موسیقی بیرونی (وزن عروضی) از اوزان پر کاربرد بحور رمل، رجز، هزج، مضارع، مجتث، سریع، خفیف و ... بهره برده است.
کلید واژگان: اوزان عروضی، بحر، موسیقی شعر، شعر معاصر، سپیده کاشانی
____________________________________________
نویسنده ی مسئول:علی اصغر سلطانپور کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی
مقدمه:
«موسیقی» از برجستهترین عناصر شعری است تا جایی که میتوان گفت در نگاه اوّل آنچه به یک شعر، هویّت میبخشد، موسیقی است. موسیقی به معنای وسیع کلمه، علم تناسبها و سازگاریهاست. توجّه به موسیقی در شعر و اهمیت آن تا جایی است که منتقدان بر این باورند که بحور عروضی یادگار الحان معروفی از روزگاری است که شعر و موسیقی با یکدیگر پیوند داشتهاند (شفیعی کدکنی، 1373: 46). مشخصّترین جنبهی موسیقی شعر، عروض و یا همان موسیقی بیرونی آن است. موسیقی بیرونی، نخستین پل ارتباط برقرار کردن با دنیای شاعر است. به محض گوش سپردن و یا خواندن شعر آنگاه که تحت تأثیر تناسب و تکرار هجاهای کوتاه و بلند قرار میگیریم، متأثر از این نظم و توالی هجاها احساس خاصی به ما دست میدهد این همان نخستین ضربهای است که شاعر بر روح خوانندهاش وارد ساخته او را به دنیای درون شعر خود فرا میخواند (اتحادی، 1390: 113).
منظور از موسیقی بیرونی شعر، موسیقی حاصل از هرگونه نظمی در یک واحد کامل (شعر) است و به طور خاص جانب عروضی وزن شعر را موسیقی بیرونی میگویند؛ یعنی نظم خاصّی که در یک مجموعه آوایی به لحاظ کوتاه و بلندی مصوّتها و یا ترکیب صامتها و مصوّتها وجود دارد (فیاضمنش، 1384: 167).
شاعر با توجه به موضوع، درونمایه و مضمون شعر، موسیقی کلام خود را انتخاب میکند تا با آهنگ خاص و ویژه آن بتواند به بهترین وجهی مقصود و مراد ذهنی خود را به خواننده القا کند. انتخاب وزن متناسب با محتوا، وسیلهای برای قدرت بخشیدن به منظور شاعر است (همان، 175).
«از مهمترین عناصر روساختی شعر، موسیقی و آهنگ کلام است و اساسیترین عنصری که ژرفساخت شعر را میسازد، همانا محتوا و درونمایه اثر است. پس تناسب و هماهنگی این دو رکن در شعر اساسیترین و ضروریترین عامل در تاثیر، لذتبخشی و خلق زیبایی است (فضیلت و نوروزی، 1389: 278).
شاعران معاصر در هماهنگی بین موسیقی و محتوا و انتقال مفاهیم از راه وزن و موسیقی نهایت دقت را داشتهاند. به قول نیما یوشیج «وزن باید پوششی مناسب برای مفهومات و احساسات باشد» (همان، 280).
شعر دوران انقلاب و جنگ تحمیلی، از دورههای پر افتخار شعر فارسی به شمار میرود. مقاومت و پایداری مردم انقلابی ایران و ایثارگریهای رزمندگان هشت سال دفاع مقدس مضمون شعر شاعران متعهد قرار گرفته است به گونهای که میتوان بهترین و نابترین اشعار حماسی را در میان سرودههای این دوره جستجو نمود.
سپيده كاشاني از شاعران انقلاب اسلامي و دفاع مقدس است که با آغاز جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، او به همراه دیگر شاعران به ندای حقطلبانهی رهبر کبیر انقلاب حضرت امام خمینی (ره) پاسخ مثبت داد و با سلاح قلم و اندیشه به جنگ با دشمنان پرداخت (مبارک و سلطانپور، 1392: 27).
اوزان و بحور عروضی مجموعه آثار سپیده کاشانی نشان میدهد که از انواع وزنها با مضمون جویباری، آرام، خیزابی و تند استفاده کرده که شعر او را آهنگین و تأثیرگذار کرده است. درواقع شعر سپیده پرتوی از درونیات و روحیات اوست چراکه تفکر او، برداشتی از اوضاع اجتماعی و سیاسی حاکم بر زمانهاش است.
این تحقیق در پی آن است به این سؤالات پاسخ دهد:
1- چرا سپیده کاشانی به عنوان شاعر ادب مقاومت، موسیقی بیرونی (وزن) را برای شعر خود برگزیده است؟
فرضیه تحقیق: مفروض است که کاشانی برای بیان افکار و اندیشههای انقلابی و اسلامی خود به انواع موسیقی شعر توجه داشته است؛ چراکه انتخاب وزن برانگیخته از روحیات خاص او است و اندیشهی او برداشتی از اوضاع اجتماعی و سیاسی دوره و عصر خویش است.
2- آيا سپيده كاشاني در نوآوريهاي بحور عروضی و پرداختن به آهنگ مرتبط با معانی اشعار اهتمام داشته است؟
ضرورت و اهمیت تحقیق:
توجه به اوزان مناسب و تصاوير هنري و شاعرانه بخش بسيار مهمي از هنر شعري شاعران را تشكيل مي دهد و در كنار قوه تخيل و ساخت تركيبات و به كارگيري واژگان براي انتقال معني و پيام، زبان شعر را ميسازد. لذا با توجه به اهمّيت و جايگاه شعر معاصر با موضوع ادبيات پايداري، اوزان عروضی و آفرينش مضامين، پرداختن به چنين موضوعاتي به عنوان مقاله ادبی ضروري و با اهميت مي نمايد.
پیشینهی تحقیق:
تاکنون پژوهشها و مباحث ارزندهای در مورد شعر و زندگی سپیده کاشانی نوشته شده است از جمله موارد زیر:
مقالهی چاپ شده در همایش ادبیات تطبیقی، دانشگاه رازی تحت عنوان (جلوههای مقاومت در اشعار سپیده کاشانی و فدوی طوقان) اثر یحیی معروف و مریم مطهری؛ و مقالهی چاپ شده در نشریه ادبيات پارسي معاصر، پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي تحت عنوان (بررسي سنجشي مضامين سياسي اشعار سپيده كاشاني و نازک الملائكه) اثر معصومه نعمتي قزويني و طاهره ايشاني. و پایان نامهای با عنوان «بررسی محتوا، موسیقی و صور خیال در شعر سپیده کاشانی» توسط نگارنده این مقاله (علی اصغر سلطانپور) با راهنمایی دکتر وحید مبارک انجام شده است.
اما زمینهی تازگی پژوهش در مقالهی حاضر، بررسی موسیقی بیرونی شعر پایداری سپیده کاشانی میباشد که در مقالات پیشین به آن اشارهای نشده است.
1- موسیقی بیرونی:
1-1- وزن
وزن نوعی از تناسب است. تناسب کیفیتی است، حاصل از ادراک وحدتی در میان اجزای متعدد (خانلری، 1361: 24).
وزن، جزء مهمّی از ذات شعر است که شاعر آن را با رعایت توازن و تناسب بین اجزای سازندهی شعر، ایجاد میکند. وزن شعر باعث میشود ذهن آسانتر روابط بین مجموعهی کلمات و معنی کلام را دریابد و همچنین موجب التذاذ نفس میشود زیرا هر نوع تناسب و قرینهای میان اجزاء پراکنده، وحدتی پدید میآورد که ادراک مجموع اجزاء را سریعتر و آسانتر میکند و همین نکته خود سبب احساس آسایش و لذت میگردد (گنجعلی و همکاران، 1393: 78).
تقی وحیدیان کامیار با تأکید بر هماهنگی موضوع و وزن، اوزان و مفاهیم شعر فارسی را به چند گروه تقسیم میکند:
1. اوزان نرم و سنگین که در معانیی مانند مرثیه، هجران، درد، حسرت و گله به کار رفته است: «فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (فعلن).- مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (فعلن).- مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن.»
2. اوزان ضربی و تند که معانی شورانگیز و پرجذبه و حال را القا میکند: «-فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن.- مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن».
3. وزن حماسی: «فعولن فعولن فعولن فعل» (وحیدیان کامیار، 1374: 72).
شفیعی کدکنی در کتاب موسیقی شعر، اوزان زبان فارسی را به جویباری، شفاف و کدر دستهبندی کرده است. او در این باره میگوید: «1- اوزان جویباری: از ترکیب نظام ایقاعی خاصی حاصل میشود که با همهی زلالی و زیبایی، شوق به تکرار در ساختمان آنها احساس نمیشود و ساختار عروضی افاعیل نیز در آنها به گونهای است که رکنهای عروضی در آن عیناً تکرار نمیشود مانند وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلات. 2- اوزان شفّاف و اوزان کدر: بعضی وزنها را چندین بار باید مورد دقت قرار دهیم تا تناسب نظام ایقاعی آنها بر ما روشن شود من این گونه اوزان را شفاف میخوانم. در عوض وزنهایی را که به دشواری بتوان نظام ایقاعی آنها را دریافت اوزان کَدِر میخوانیم» (شفیعی کدکنی، 1370: 397-396).
اوزان غزلیات، مثنویها، قصاید و قطعات سپیده کاشانی:
1- بحر رمل:
در علم عروض بحری است که «اجزاء آن از تکرار فاعلاتن است» (جدیدالاسلامی قلعه نو و صفائی کشتگر، 1390: 71).
1-1- فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف): این وزن دارای آهنگی ملایم و ریتمی آرامبخش میباشد و با مضامینی بلند، سنگین و موقر مناسبت دارد. این بحر دارای چهارده زحاف است که از این میان، زحاف «کفّ، خبن، شکل، قصر، حذف» بیشترین استعمال را دارند (جدیدالاسلامی قلعه نو و صفائی روشنگر، 1390: 71). این وزن یکی از پرکاربردترین اوزان شعری کاشانی است.در شعر زیر شاعر یأس و ناامیدی خود را با وزن «فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن» که وزنی سنگین است بیان کرده است:
«عندلیب عشق از ویرانهی سنگر گذشت
بال بر هم زد ز شوق ازسنگر آخر گذشت» (کاشانی، 1389: 40)
«موج دریاهای دورم من، سر راهم مگیر
شعلهی عصیان دردم دست بر آهم مگیر» (همان: 71)
1-2- فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فَعِلُن (رمل مثمن مخبون محذوف): که جزء اوزان سنگین و جویباری است و چهارمین وزن پرکاربرد در میان اوزان زبان فارسی است (جدیدالاسلامی قلعه نو و صفائی کشتگر، 1390: 72).
«صبح دیدار تو زد شعله و افروخت مرا
شب هجران تو در آتش غم سوخت مرا» (کاشانی، 1389: 24)
«نسیم نور، زاقصای شب وزید، بیا
شب گلایه به شام دگر کشید بیا (همان:27)
به روی چشمه ی شب، زنبق سپیده شکفت
ستاره پر زد و از آسمان پرید بیا»(همان)
«رفتی و ازغم تو دیده چو دریاست هنوز
خار هجران تو بر پای دل ماست هنوز» (همان: 72)
1-3- فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (بحر رمل مثمن مشکول): وزنی دوری و شاد و خیزابی است (جدیدالاسلامی قلعه نو و صفائی روشنگر، 1390: 72).
«به تو باد تهنیت، ای گل سرخ پرپر من
که طلوع فجر سر زد از کران خاور من» (همان: 100)
1-4- فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (بحر رمل مسدس مخذوف): وزنی است نرم و جویباری که شاعر برای بیان مضامینی چون یأس و ناامیدی از آن سود برده است.
«وا مصیبت، وا مصیبت، وای ما
ناله میریزد کنون از نای ما» (کاشانی، 1389: 127)
1-5- فاعلاتن فاعلاتن فاع (بحر رمل مسدس مجحوف مسبَغ):
«خاست از جا،
رهبری محبوب
روح ما، آن خوبتر از خوب» (همان: 146)
1-6- فاعلاتن فعلاتن فعلن (بحر رمل مسدّس مخبون اصلم):
«چارده قرن، بسی گل واشد
از یکی روح خدا پیدا شد» (همان: 154)
1-7- فاعلاتن مفعولن فع لن (بحر رمل مسدس مخبون):
«در شبی دلگیر و وهم انگیز
سینهها از درد و غم، لبریز» (همان: 177)
1-8- فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (بحر رمل مسدس محذوف):
«وه، چه غمگین رفت سالی بی امام!
باز ماندیم و راهی نا تمام» (همان: 189)
1-9- فاعلاتن مفاعیل فع لن (بحر رمل مکفوف مخبون محذوف):
«ای بسیجی بسیجی بسیجی!
دختر خاک و مهر خلیجی» (همان: 228)
1-10- فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فَعِلُن (بحر رمل مثمن مخبون محذوف):
«فروردین آمده امروز، به رخسارِ دگر گلفروشان بخروشند، به بازار دگر» (همان:255)
«یا رب، از دیده به رخ، اشک چو سیلاب گذشت
تا که خونین بدنی، باز ز محراب گذشت» (همان:240)
«کیست که گلهای ما از بر ما می برد
خرمن گل زین چمن، چیده کجا می برد؟» (همان: 242)
2- بحر مجتث:
بحری است که دارای اوزان بسیار دلنشین و مطبوع میباشد (جدیدالاسلامی قلعه نو و صفائی کشتگر، 1390: 76).
2-1- مفاعلن فعلاتن مفاعلن فَعِلُن (بحر مجتث مثمن مخبون محذوف): پرکاربردترین وزن، در میان اوزان شعر فارسی و
وزنی نرم و سنگین و جویباری است (همان).
«دلا، بگو ز چه امشب بهانه میگیری
چرا به قلّهی غم آشیانه میگیری» (همان:120)
زکعبه عزم سفر کن به این دیار بیا
چو عطر غنچه نهان تا کی؟ آشکار بیا (همان: 233)
2-2- مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (بحر مجتث مثمن محذوف): از اوزان جویباری است.
«رُخت بر پردهی اشکم، دوباره میشکند
چنان حباب که از یک اشاره میشکند» (کاشانی،60:1389)
«گرفته رنگ خزان، بهار باور من
به جستجوی چهاند دو دیدهی تر من» (همان: 102)
2-3- مستفعلن فاعلاتن مستفعلن فاعلاتن (بحر مُجتثّ مثمن سالم):
«بر خیز بر خیز و بنگر در باغ گلها غریباند
بر گونه شان شبنم اشک، در سوگ تو، بی شکیباند» (همان: 56) «شب رفت ای صبح زخمی، کز راه یاری بیاید
یاران به خون، چهره شستند، تا تکسواری بیاید» (همان: 65)
2-4- مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن (بحر مجتث مثمن مخبون): واژههایی که هجاهای کوتاه آنها، بیشتر است حالت سنگینتری دارند. این از اوزان ملایم و جویباری است.
«به روی خیمه ی شب، چون گل مهتاب میروید
به دامانم گل حسرت ز موج آب میروید» (همان: 67)
به نام آن که بر آورد گل ز بستر دانش
به آن که کاشت به دشت سپهر، اختر دانش (همان: 76)
«به پای عشق دویدم، سفر به سوی تو کردم
به کعبه ساغر جان پر می از سبوی تو کردم» (همان: 81)
«به سبزه زار خیالم، گل از برای تو ریزم
به نوک پنجه نهم بوسه و به پای تو ریزم» (همان: 83)
«هوای حجم غزل هستی، ای غزال رمیده!
عروس حجلهی عرفانی، ای بهار دمیده» (همان: 114)
2-5- مفاعلن فعلات فاعلات فاع (بحر مجتث مثمن مقصور مسلوخ):
«چگونه وصف کنم گلوی پاره ی تو؟
چگونه دیدهی من کند نظاره تو» (همان:110)
2-6- مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلات (بحر مجتث مثمن مخبون مقصور):
«شکوفههای شبق را چه کس به موی تو بسته؟
کدام دست به روی تو، جام ماه شکسته؟» (همان: 112)
2-7- مفاعلن فعلاتن فع / مفاعلن فعلاتن فع (بحر مجتث مسدس اصلم): وزن دوری است که به جای دوپایه از سه پایه استفاده کرده است.
«نهالِ عشق گل آذین بود، اگر ز عدل ثمر میداشت
جهان ز عدل پر آوا بود، اگر حقوق بشر میداشت» (همان:150)
2-8- مفاعلن فعلاتن مفاعلن فَعِلُن (بحر مجتث مثمن مخبون محذوف مقصور):
«قسم به فجر، قسم بر طلوع صبح ظفر
قسم به عزم دلیران، به راهبان سحر» (کاشانی،1389 :263)
3- بحر مضارع:
مضارعت در لغت به معنی مشابهت است و از بحور مختلف الارکان میباشد (تجلیل، 1378: 30).
3-1- مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (بحر مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف): که وزنی نرم و سنگین و جویباری است.کاشانی با استفاده از این وزن، فضایی غمانگیز را ایجاد نموده است:
فانوس مه شکسته بر امواج آبهاست
از برکههای واهمه، جاری حبابهاست (کاشانی، 1389: 33)
3-2- مفعول فاعلاتن مستفعلن فعولن (بحر مضارع اخرب) که به صورت مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن هم تقطیع می شود.
«ای رهگذر پرسی از حال ما که چون است؟!
از پایداری ما خصم دغل، زبون است (همان: 29)
در نینوای ایران کشتند عاشقان را
ما روزه دار عشقیم افطارمان ز خون است (همان)
«ای ماه روزه داران بدرت به رنگ خون است!
ای معدن فضیلت، اجرت زحد فزون است» (همان: 31)
3-3- مستفعلن مفاعیل مستفعلن فعل (بحر مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف):
«در ما خزان دمیده و شوق بهار نیست بر بوتهی کویر مگر نیش خار نیست» (همان: 36)
«بانگ رحیل، خاک وطن را فرا گرفت
اسلام شد به ماتم و رنگ عزا گرفت» (همان: 43)
«چو کتاب گل گشودند وز شاخه، برگ سر زد
چو سپیدهدم شکفت و چو پرنده، بال و پر زد» (همان:50)
3-4- مستفعلن مفاعل مستفعلن فعل(بحر مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف):
«عشق خدا به جاذبهای پاک میرسد این سینه ریز نور ز افلاک میرسد» (همان: 54)
«رفتی و سیل اشک، امانم نمیدهد
پیکی خبر ز بخت جوانم نمیدهد» (همان: 64)
3-5- مستفعلن مفاعیلُ مستفعلن فعلَ (بحر مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف):
«دیرست، که عشق تو از سر به در کنیم
در انتظار سبز تو جان را سپر کنیم» (همان :91)
4- بحر رجز:
«این بحر را از آن جهت رجز گویند که رجز در لغت، اضطراب و سرعت و عرب بیشتر اشعاری که در معرکه و جنگها و در مفاخرات از مردانگی خود و قوم خود میخوانند، در این بحر است و در چنین اوقات آواز مضطرب و حرکات تسریع میباشد، پس از این جهت این بحر را رجز نام کردند» (فشارکی، 1372: 42).
سپیده در مجموعه اشعار خویش بیش از 18بار از بحر رجز و زحافات مربوط به آن استفاده کرده است؛ زیرا این بحر با اشعار حماسی او نیز هماهنگ است از این بحر برای تهییج و ترغیب رزمندگان علیه دشمن بعثی، در دوران دفاع مقدس بهره گرفته است.
4-1- مفاعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (بحر رجز مثمن مخبون مطوی): وزنی است خیزابی و تند که محتوایی حماسی و انقلابی دارد:
«برادر مبارزم، زمزمه کن بهار را
بچین ز شاخه یقین، میوه ی انتظار را» (کاشانی، 1389: 21)
4-2- مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (بحر رجز مثمن سالم) یکی از اوزان نرم و با وقار است (جدیدالاسلامی قلعه نو و صفائی کشتگر، 1390: 78). شاعر این وزن را بجا و مناسب برای بیان غم و اندوه خود به کار برده است:
«سالی گذشت و کاروان منزل به منزل میرود
با کاروان لالهها، صد کاروان دل میرود» (همان: 62)
4-3- مستفعلن مفاعلین مستفعلن فعل (بحر رجز مثمن):
«امروز کن شکوفهی مهرت نثار من
فردا شوم غبار و نیاید به کار من» (همان:96)
4-4- مستفعلن مستفعلن مستفعلاتن (بحر رجز مسدس مرفل):
«تا سرزمین کربلا راهی نمانده است
در سینهی دشمن به جز آهی نمانده است» (همان: 149)
4-5- مستفعلن مستفعلن فع لن (بحر رجز مسدس احذّ):
«زندانی زندان غم بر خیز
ای مانده در بند ستم بر خیز» (همان:174(
5- بحر هزج:
در فن عروض بحری است که از تکرار مفاعیلن حاصل میشود و «اکثر آوازها و سرودهای خوش اعراب در این بحر است» (فشارکی، 1372: 35).
5-1- مفاعلین مفاعلین مفاعلین مفاعلین (بحر هزج مثمن سالم): بحری است نرم و سنگین که جزء اوزان دلنشین و شیرین و متناسب با مضامین آرامبخش میباشد (جدیدالاسلامی قلعه نو و صفائی کشتگر، 1390: 74). سپیده کاشانی تعدادی از غزلهایش را به این وزن سروده است. وزنی است خیزابی و تند (اوزانی که شوق تکرار در آن به طور خاصی احساس میشود) که غالباً پویا و پر جنبش است. این وزن با محتوای ادب پایداری که باید شورانگیز باشد، هماهنگ و متناسب است.
«زمان بسته است بر بال صبا، افسانهی مارا
که افشان بال، گل باران کند دامان خضرا را»(کاشانی، 1389: 19)
«خدایا ابر چشمم چشمهای جوشان، نهان دارد
که در خود نقشها از پردهی رنگین کمان دارد» (همان: 45).
«بیا ای جذبهی شیرینم، ای درمان من بنشین!
حریم جان مصفّا کردهام، در جان من بنشین» (همان: 106)
این وزنکه محتوایی حماسی و انقلابی دارد. در شعری دیگر، سپیده وزنی متناسب با درونمایه را به کار میگیرد که با آهنگ نوحه خوانی تناسبی بجا و شایسته دارد:
محرّم آمد از سفر، طلوع سرخ آن نگر
شد از شکوفههای خون، درخت عشق پر ثمر (همان: 69)
5-2- مفاعیلن مفاعیلن فعولن (بحر هزج مسدس محذوف): که وزنی جویباری، دلنشین و آرام است (جدیدالاسلامی قلعه نو و صفائی کشتگر، 1390: 74).
«چو سایه سار ظهر تابستان
چتری است بر رفتار ما قرآن» (همان: 193)
«شکسته سرو باغ آشنایی
چه سنگین است بار این جدایی» (همان: 225)
5-3- مفعول مفاعلن فعولن (بحر هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف): که وزنی شاد و خیزابی است (جدیدالاسلامی قلعه نو و صفائی کشتگر، 1390: 75). شاعر مضامینی چون عشق را در این وزن به کار برده است از جمله:
«ای نور یقین، سلام بر تو
ای محور دین سلام بر تو» (همان: 196)
6- بحرخفیف:
6-1- فاعلاتن مفاعلن فَعِلُن (بحر خفیف مسدس محذوف مخبون): وزنی خیزابی است.
«اشکم آن گونه شد ز سر که مپرس
هست این غم، غمی دگر که مپرس» (همان: 74)
7- بحر سریع:
7-1- مفتعلن مفتعلن فاعلن (بحر سریع مطوی مکشوف): وزنی تند و خیزابی است.
«سینه پر از عطر دعا کردهام
سیل زهر دیده رها کردهام»(کاشانی، 1389: 79)
8- بحر متقارب:
8-1- فعولن فعولن فعولن فعولن (بحر متقارب مثمّن سالم): وزنی مناسب مضامین حماسی، رزمی و مفاخره میباشد (جدیدالاسلامی قلعه نو و صفائی کشتگر، 1390: 81).
«دمی جستجو کن، که در دفتر من
بیابی مرا ای گل خاطر من» (همان: 98)
«به خون گر کشی خاک من، دشمن من
بجوشد گل اندر گل از گلشنِ من» (همان: 104)
شاعر در این اشعار، برای بیان حماسه و رزم افتخارآفرین رزمندگان دفاع مقدس، این وزن را به کار برده است.
9-فاعلاتن مفاعلن فع لن (بحر خفیف مخبون محذوف):
«بر تو ای خاک سرخ آبادان
بر تو ای سرزمین جاویدان» (همان: 201)
10- بحر مقتضب:
این بحر را میتوان جزء بحور کمکاربرد در دیوان سپیده دانست. این وزن در دسته وزنهای خیزابی قرار دارد.
10-1- فاعلات مفاعلن فاعلات مفعولن (بحر مقتضب مثمن مطوّی):
«جاودان بتاب ای فجر! وه چه عالم آرایی
باز تاب دیروزی، جلوهای ز فردایی» (همان: 116)
- اوزان دوری
در اوزان دوری سخن از نیم مصراع است و اوزان دوری معمولاً دو پایه هستند ولی با این حال اوزان دوری بلند نیز سروده شده است. «اوزان دوری معمولاً در اشعاری که دو پایه هستند ظاهر می شود. راه تشخیص وزن دوری این است که اگر شاعر در وسط مصراع، صامت اضافه آورده باشد، بتوانیم آن را حذف کنیم و وزن صحیح باشد و اگر نیاورده باشد، بتوانیم یک یا دو صامت به وسط شعر بیفزاییم و در وزن خللی ایجاد نشود» (فضیلت، 1387: 109).
1- مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (بحر مجتث مثمن محذوف):
«همای عشق ز افلاک بی کرانه هنوز
گشوده بال به سودای آشیانه هنوز» (همان: 269)
2- مفاعلن فع لن مفاعلن فع لن (بحر هزج مقبوض محذوف):
«به باغ زد آذر، خزان غارتگر
هزار دامن گل، به شاخه شد پَرپَر» (همان: 253)
3- مفاعیلن مفاعلین فعولن (بحر هزج مسدّس محذوف):
«شهیدان خدایی رهبر آمد
طیب لالههای پر پر آمد» (کاشانی،1389: 297)
4- مستفعلن مفاعلن فع لن / مستفعلن مفاعلن فع لن (بحر رجز مخبون احذ): وزن دوری است که به جای دو پایه از سه پایه استفاده کرده است، بعضی از شاعران به طور محدود از این اوزان بلند استفاده کرده اند.
«ای نام تو طلیعه ی آغاز! وی یاد تو نهایت پرواز /
افتادهام ز پای، تو بنواز!سرگشتهام به خویش بخوان باز»
(همان: 26)
5- مستفعلن فاعلاتُ فَع لُن (بحر منسرح مسدس مطوّی احذّ):
«اینان ز کاروان کسایند
ای نسل شوم، قوم بد اختر» (همان: 291)
- وزن رباعیها
وزن اصلی رباعی «مفعول مفاعیلُ مفاعیُل فعل» است و معروفترین وزن، نزد عامه مردم برای رباعی «لا حول و لا قوّة اِلاّ باللّه» بر وزن «مفعول مفاعیل مفاعیلن فاع است. باید دانست که این یکی از اوزان رباعی است نه وزن اصلی آن» (تجلیل،17:1378).
1- مفعول مفاعیلُ مفاعیلن فع (هزج مثمن اخرب مکفوف ابتر):
«ای شمع شبستان وَلا، یا زینب!
ای اختر صحرای بلا، یا زینب (همان: 306).
دریاب که از کف نرود دامن صبر
سوگند به خون شهدا، یا زینب» (همان)
2- مفعول مفاعلن مفاعیلُ فعول (بحر هزج مثمن اخرب مقبوض مکفوف اهتم):
«ای بر شده بر سریر افلاک زخاک
جای تو نبود روی این تیره مغاک (همان: 313)
بهر تو سزد که قدسیان افشانند
گلهای ستاره بر حریر افلاک» (همان)
3- مفعول مفاعلن مفاعیلن فاع (بحر هزج مثمن اَخرب مقبوض ازل):
«هنگام سحر سروش غیبم در خواب
در داد ندا: نگر در آیینه ی آب (همان: 314)
دیدم متجلیست در او موج به موج
گلباران شد ز اشک من، دامن خواب» (همان)
4- مفعول مفاعلن مفاعیلن فع (هزج مثمن اخرب مقبوض ابتر):
«رزمندهی ما به نور ایمان میرفت
میرفت و به دست، هدیهی جان میرفت(همان: 311)
5- فاعلاتن فاعلاتن فَعِلُن (بحررمل مثمن مخبون محذوف):
«زندگی تیره شبی بود که در خواب گذشت
مرغ شب بود که بر دامن مهتاب گذشت (کاشانی،1389: 306)
قایقی بود که توفان زده بر آبی گذشت
اشک بر دامنم از دیده ی بی تاب گذشت» (همان)
- وزن عروضی دوبیتیهای سپیده کاشانی
«ترانه یا دو بیتی اشعاری هستند، دارای چهار مصراع که در ولایات ایران با لهجههای مختلف محلی رایجند. وزن ترانه یا دو بیتی «مفاعیلن مفاعیلن فعولن» است» (تجلیل،18:1378).
از آنجایی که وزن دوبیتی (مفاعیلن مفاعیلن فعولن) است، از آوردن شواهد شعری با اوزان تکراری خودداری شد.
- اوزان عروضی چهارپارههای سپیده کاشانی
«چهارپارهها، اشعاری هستند که هر بند آن از چهار مصراع تشکیل میشود، امّا از نظر ارائه مفهوم بندها، یک مضمون واحد را ارایه میکنند» (مکارمی نیا، 117:1383).
چهارپارهها در مصراعهای زوج همقافیه هستند.
1- بحر مضارع:
1-1- مفعول فاعلاتُ مفاعیلُ فاعلات (بحر مضارع مثمن اخرب مکفوف مقصور):
«اینک نشسته بین من وتو به خیرگی
راه دراز فاصله، سنگین و بردبار (کاشانی، 1389: 323)
جای تو را به هستی من سبز می کنند
آن کوچه، آن درخت، آن جوی بی قرار» (همان)
1-2- مفعول فاعلاتن مفاعیل فاعلن (بحر مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف):
«بدرود ای پرندهی مهتاب کوچهها
بدرود ای شکوه شب انتظار من (همان: 323)
بدرود کوچههای قسم، قهر،آشتی
بدرود ای عزیز فراموشکار من» (همان)
شاعر برای بیان غم و اندوه خود این وزن را بکار برده است.
1-3- مفعول فاعلات مفاعیلُ فاعلن (بحر مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف):
«ای دوست، آن فروغ و صفای گذشتهها
در چشمهای مست تو خاموش گشته است(کاشانی،1389: 330)
بیگانه شد نگاه تو، ای آشنا مگر
از خاطرات گذشته فراموش گشته است؟!» (همان)
1-4- مفعول فاعلات مفاعیلن (بحر مضارع مسدس اخرب مکفوف):
«موسی صفت، بهار گل افشانم
افکند دست عشق تورا در نیل (کاشانی،1389: 342)
تا خود دلیل شب زدگان گردی
ای برتر از ستایش و از تجلیل» (همان: 343)
«گل آمد و بهار گل افشانش
بنگر که فصل، فصل گل افشانیست (همان)
آن شاخ گل که باد خزانش برد
میگفت رسم باد، پریشانیست» (همان)
1-5- مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (بحر مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف):
«یاد آن یاد بهار دور که شبها غبار ماه
بود از فراز تیرگی آوار کوچهها (همان: 347)
یاد آن شبان خوب که طرح من و تو را
مهتاب میکشید به دیوار کوچهها» (همان)
2- بحر رجز:
2-1- مستفعلن مستفعلن فع لن (بحر رجز مسدس احذّ):
«سعدی، بیفشان گل، بیفشان گل
گلها ز بستان و گلستانت(همان: 324)
بار دگر با نغمهی توحید
شوری فکن در بزم یارانت» (همان)
2-2- مستفعلن مفاعلن فاعلن (بحر رجز مسدس مخبون مرفوع):
«بس روزها گذشت و به یاد تو
خواندم دعای موکب باران را (همان:350)
«امّا نیامدی تو و چشم من
آرد به یاد، ابر بهاران را» (همان)
3- بحر خفیف:
3-1- فاعلاتن مفاعلن فعَلن (بحرخفیف مسدس مخبون مقصور):
«جان شیرین ما وداع،وداع!
یار دیرین ما وداع وداع! (کاشانی،1389: 332)
در فراقت گسست سلسلهها
مهر زرّین ما، وداع، وداع!» (همان)
3-2- فاعلاتن مفاعلن فع لن (بحرخفیف مسدس مقطوع):
«کودکم! شعر لای لاییها
گریه از صبح آشناییها (همان: 332)
رمز معراج سرخ لالهوشان
راز پرواز ماسواییها» (همان)
3-3- فاعلاتن مفاعلن فع لن (بحر خفیف مسدس مخبون اصلم):
«لحظهها، لحظهها چه سنگین اند
روزها، روزها،چه غمگیناند! (همان: 332)
ماه خاموش، اختران مبهوت
ز آنچه بر خاک تیره میبینند» (همان)
3- 4- فاعلاتن مفاعلن فعلن (بحرخفیف مسدس مخبون محذوف): وزنی خیزابی است.
«لحظهها شعله زار فاجعه بود
پر میافشاند گل به دامن باد (همان: 334)
دشتها بستر شقایقها
روزها، برگ برگ دفتر باد» (همان)
4- بحر منسرح:
4-1- مستفعلن مفعول مفاعیلن (بحر منسرح مسدس مرفوع):
«از تار و پود جسم پر از دردم
گویی صدای پای تو بر میخاست (همان:341)
از بیت بیت سرخ غزلهایم
عطر دل آشنای تو بر میخاست» (همان)
4-2- مستفعلن مفاعلن فاعلن (بحر منسرح مخبون مرفوع):
«پیری، خبر ز طالع سعد ما
میداد در قبیله بیداری(همان: 342)
یونس به کام ماهی و، ساحل بود
چشم انتظار مر غ گرفتاری» (همان)
5- بحر رمل:
5-1- فاعلاتن فعلاتن فع لن (بحر رمل مسدس مخبون اصلم):
«ای گل سرخ، چه عطر آگینی
آشنا چون سخن پروینی (همان:345)
مگر از تربت او سر زده ای
که فرو بسته لبی، غمگینی؟» (همان)
5-2- فاعلاتن فعلاتن فع لن (بحر رمل مسدس اصلم):
«ای گل سرخ، چه عطرآگینی
آشنا چون سخن پروینی(همان: 345)
مگر از تربت او سر زدهای
که فرو بسته لبی، غمگینی؟» (همان)
6- بحر مجتث:
6-1- مفتعلن فاعلات مفتعلن فاع (بحر مجتث مثمن مجحوف یا مطموس):
«دیر زمانیست روی ماسهی ساحل
طرح قدمهای مهربان کسی نیست (همان: 352)
در پس دیوار کلبههای شکسته
سایه درد آشنای همنفسی نیست» (همان)
6-2- مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (بحر مجتث مثمن مجحوف):
«پنجره بگشا که جای پای زمان را
بر رخ درماندگان راه ببینی(همان: 352)
پنجره بگشا که برگهای خزان را
از بدن شاخههای سبز بچینی» (همان)
- اوزان عروضی نو نیمایی سپیده کاشانی
وزن شعر نو از آنجا که ابداعی معاصران است، معمولاً در قالب بحور عروضی کلاسیک و کهن چندان یافت نمی شوند. وزن شعر نو: «وزن شعر نیمایی وزن عروضی است. چنان که می دانید در اشعار نیمایی مصراع ها کوتاه و بلند هستند و لا جرم غالباً تعداد هجاها یا ارکان یک مصراع با مصراع بعد مساوی نیست» (شمیسا،66:1387).
1- مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (بحر مجتث مثمن مخبون):
«من از شکاف زمان / ز فصلهای عقیم / ز امتداد شبان بلند بیانجام / ز خاطرات کسل در دفتر یاد / ز آفتاب زباد / زدانه دانهی گلهای باغ / پرسیدم» (کاشانی، 1389: 363)
سپیده با کاربرد این وزن، یأس و اندوه خود را بیان کرده است.
2- فاعلاتن فعلاتن فاع (بحر رمل مسدس مخبون مجحوف):
«آه! / من نیمه تمامم بی تو/ بی تو ای دور از من! / ای در من! / تا میان من و تو فاصلهها برخیزند/ به سر انگشتانم، شمع دعا میسوزد» (همان: 397).
3- فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فع (بحر رمل مثمن مجحوف):
«یک شب مهتابی روشن / سایهی دست تو را دیدم / که میلغزید» (همان: 366)
«خاطرت یادآور رنجیست میدانم / قامت غمهای عالم در تو زندانی» (کاشانی: 472)
4- فاعلاتن فاعلاتن فع (بحر رمل مسدس مطموس):
«آه... ای جنگل! / ما برودت را پذیرفتیم» (همان: 467)
5- فعلاتن فعلاتن فعلاتن فع لن (بحر رمل مثمن مخبون اصلم):
«نام شب را چه کسی گفت به تو؟/ که تو این سان در شب /گذری بس بیپایان داری» (همان: 376)
6- مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (بحر مضارع مثمن مکفوف محذوف):
«دیشب که در خیال تو چون ماهیان سرخ / هر پولک تنم / در آرزوی لحظهی دیدار میگداخت /خواب صدف شکفت زباران چشم من» (همان: 378)
7- مستفعلن مفاعلن مستفعلن فعولن (بحر رجز مثمن مخبون مخلّع):
«پروانههای شب / در زیر داربست بلند / ستارهها / حرفی است بر کتیبهی این قصر کاغذین» (همان: 360)
8- مستفعلن مفاعلن مستفعلن مفاعلن (بحر رجز مثمن مخبون):
«میدانم ای دریغ / این انتظار تلخ به پایان نمیرسد!/ وین درد سینه سوز، به درمان نمیرسد!» (همان: 410).
«آیا پرندههای قشنگ تو / که زیر طاق ساکت ایوانها / و اوج کاجهای سترون / کاشانه داشتند/ تا سرزمین سبز کجا کوچ کردهاند؟» (همان:470)
«در آن شبی / که ماه / بر روی خیمهی پری شب / آهسته شاخ نور تکان داد» (همان: 369)
9- مستفعلن مستفعلن فعولن فعولن (بحر رجز مثمن مخلوع):
«خرّمشهر! رازیست در سکوت تو پنهان / رازی مهیب» (همان: 448)
10- مسفعلن مفاعلن فع لن (بحر رجز مخبون اصلم):
«هر شامگاه، غرق در ظلمت! / آن گه که مر غ شب / سر می دهد، غمگین نوای جاودان خویش» (همان: 454)
11- مستفعلن مفاعیلُ مفاعلن (بحر منسرح مسدس مخبون):
«گفتند: از پلههای نور میآید / با پشتههای هیزم» (همان: 418)
«شهر من / ای شهر خاطرهها!/آه... ای خفته به دامان کویر!/ای نگین تاریخ /ای کاشان /من شکفتم در تو» (همان:430)
- اوزان سرودههای سپیده کاشانی
1- مستفعلن مفاعلن فَعَلن (بحر رجز مسدس مخبون):
«ای زن، حجاب تو سلاح توست!
را ه سعادت و فلاح توست» (همان: 482)
2- مفاعلن مفاعلن مفاعلن (بحر رجز مسدس مخبون):
«قسم به نون و حرمت ِ قلم، بخوان
بخوان به نام آن کریم مهربان» (کاشانی،1389: 490)
3- مستفعلن مستفعلن مستفعلاتن (بحر رجز مسدس مرفل):
«بر خیز با یاد خدا، ای مرد دهقان!
بر مزرعه پاشیده زر، خورشید تابان» (همان:496)
4- فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن (بحر رمل مثمن سالم):
«شب شکست و بهمن آمد، رستخیز اختران شد
در بهار ماه بهمن، پر شکوفه ارغوان شد» (همان: 484)
5- فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (بحر رمل مثمن محذوف):
«هان، شهیدان ره عشق، کجایید؟! کجا؟
گل خورشید شکفته ست، نیایید چرا؟» (همان: 488)
نتیجه گیری:
از جمله جلوههای مختلف موسیقی شعر میتوان به موسیقی بیرونی (وزن عروضی) آن اشاره کرد. شعر دوران انقلاب و جنگ تحمیلی، از دورههای پر افتخار شعر فارسی به شمار میرود. در این راستا سپیده کاشانی ازجمله شاعران ادبیات پایداری معاصر ایران و شاعری خوش قریحه و نیکوپرداز است که به سبک کلاسیک و نو هر دو شعر میسروده؛ او برای تفهیم هر چه بهتر اندیشه های انقلابی و اسلامی خود به انواع موسیقی شعر ازجمله موسیقی بیرونی توجه داشته است؛ به گونهای که میتوان بهترین و نابترین اشعار حماسی را در میان سرودههای این دوره جستجو نمود.
در حوزهی موسیقی بیرونی، اوزان شعری او با توجه به مضمون اشعارش متنوع است. او از انواع وزن ها؛ با مضمون جویباری و آرام، خیزابی، تند و شورانگیز مانند بحر رمل، رجز، هزج، مضارع، خفیف، سریع، مجتث، متقارب، مقتضب و منسرح استفاده کرده، که بحر رمل در شعر او پرکاربردترین بحر میباشد و بعد از آن به ترتیب دو بحر مجتث و مضارع که جزء وزنهای جویباری است که این امر خود نشانگر علاقه و توجه ویژهی شاعر به اوزان جویباری است و نیز بیانگر این مطلب است که شاعر در آرامشی باطنی به سرایش پرداخته است. از طرفی دیگر اوزان دوری نیز در اشعار سپیده حضری پر رنگ دارد.
شعر سپیده پرتوی از درونیات و روحیات اوست چراکه تفکر او، برداشتی از اوضاع اجتماعی و سیاسی دوره و عصر آنان است. در این زمینه او پیوندی میان موسیقی بیرونی با موضوع و مضمون شعرش را حفظ نموده است بطوری که او برای سرودن مرثیه از وزن تند استفاده نموده است نه وزن شاد و ضربی.
منابع و مآخذ:
1-اتحادی، حسین، (1390)، «بررسی مقایسهای موسیقی بیرونی و کناری غزلهای انوری و خاقانی»، فصلنامه تخصصی زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آزاد اسلامی مشهد، شماره 32.
2-اصلانی، محمد رضا، (1390)، «لاله کویر – زندگی نامه داستانی سپیده کاشانی»، تهران، انتشارات سوره مهر.
3- تجلیل، جلیل، (1378)، «عروض و قافیه»، تهران، ناشر سپهر کهن.
4-جدیدالاسلامی قلعه نو، حبیب، نسرین صفائی کشتگر، (1390)، «موسیقی بیرونی دیوان بیدل دهلوی»، فصلنامهی مطالعات شبه قاره، دانشگاه سیستان و بلوچستان، سال سوم، شمارهی ششم.
5-خانلری، پرویز، (1361)، «وزن شعر فارسی»، تهران، توس، چاپ چهارم.
6- رازی، شمس الدین محمدبن قیس، (1373)، «المعجم فی معایرالاشعارالعجم»، به کوشش: (سیروس شمیسا)، تهران، انتشارات فردوس.
7-شفیعی کدکنی، محمدرضا، (1370)، «موسیقی شعر»، تهران، انتشارات آگاه.
8-شمیسا، سیروس، (1378)، «آشنایی با عروض و قافیه»، تهران، چاپخانه رامین.
9-فشارکی، محمد، (1372)، «رساله عروض سیفی و قافیه جامی»، تهران، مؤسسهی انتشارات و چاپ دانشگاه تهران.
10-فضیلت، محمود، (1387)، «آهنگ شعر فارسی»، کرمانشاه، نشر ذرّه.
11-فضیلت، محمود، یعقوب نوروزی، (1389)، «تاملی در تناسب موسیقی و مضمون در شعر معاصر»، ادب فارسی، دورهی جدید1، شمارهی 5-3، ص294-277.
12-فیاضمنش، پرند، (1384)، «نگاهی دیگر به موسیقی شعر و پیوند آن با موضوع، تخیل و احساسات شاعرانه»، دو فصلنامه پژوهش زبان و ادبیات فارسی، دوره جدید، شماره چهارم، صص 186-163.
13- گنجعلی و همکاران، (1393)، «بررسی تطبیقی موسیقی شعر معروف الرصافی و فرخی یزدی»،
14-مبارک، وحید، علی اصغر سلطانپور، (1392)، «بررسی محتوا، موسیقی و صورخیال در شعرسپیده کاشانی»، پایان نامه، دانشگاه رازی کرمانشاه.
15-ماهیار، عباس، ( 1378)، «عروض و قافیه فارسی شیوه ای نو برای آموزش عروض وقافیه»، تهران، انتشارات نشر قطره.
16-وحیدیان کامیار، تقی، (1370)، «بررسی منشأ وزن شعر فارسی»، مشهد، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ سوم.
موضوع این وبلاگ، پایگاه اطلاع رسانی جلسه قرآن نور شهرستان کوهدشت است و از آبان ماه 1374 شروع شده و به لطف و عنایت حضرت حق تا کنون به طور مداوم،به صورت هفته ای و با موضوعات قرائت، قواعد، تجوید،تفسیر، علوم قرآنی و ذکر احادیث برگزار شدهاست.باشد که این نوع جلسات موردتوجه حضرت بقیةاللهالاعظم(عج)گیرد.انشاءالله